اقتصاد اشتراکی؛ مدلی که کلی به شما ایده استارتاپی می دهد!

اقتصاد اشتراکی؛ مدلی که کلی به شما ایده استارتاپی می دهد!

اقتصاد اشتراکی یکی از تازه‌ترین و سریع‌ترین روندهای روبه رشد در کشورهای دنیاست و بدون شک با توجه به شرایط خاص کشور ما، در آینده بیشتر در مورد آن خواهیم شنید. به گزارش شرکت مشاوره ای bcg، فقط در آمریکا، بیش از ۲۳ میلیارد دلار صرف سرمایه‌گذاری صندوق های خطرپذیر در استارتاپ های مبتنی بر اقتصاد اشتراکی از سال ۲۰۱۰ شده است. البته چون بیشتر این استارتاپ ها خصوصی هستند، نمی‌توان اندازه دقیق آنها را گفت.

با این حال با سرنخ‌هایی می‌توان به تأثیرگذاری شگرف این نوع اقتصاد بر کل دنیا پی برد (اعداد داخل پرانتز ارزش شرکتها را نشان می دهد):

  • شرکت‌های Airbnb (31 میلیارد دلار) و Uber (72 میلیارد دلار) مجموعاً با ۱۰۳ میلیارد دلار market cap دارند که برابر با درآمد ملی ۳۸مین شرکت ثروتمند دنیاست.
  • در سال ۲۰۱۶، حدود ۴۴.۸ میلیون شهروند آمریکایی از شرکت‌های مبتنی بر اقتصاد اشتراکی استفاده کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شد این عدد تا سال ۲۰۲۱ به ۸۶.۵ میلیون نفر برسد.
  • شرکت مشاوره‌ای مک کینزی نیز پیش‌بینی کرده است که فقط در آمریکا و اروپا حدود ۱۶۲ میلیون نفر، معادل ۲۰-۳۰ درصد افراد شاغل بخشی از پلتفرم‌های اقتصاد اشتراکی خواهند شد.

اقتصاد اشتراکی چیست؟

خیلی مشکل است که از اقتصاد اشتراکی یک تعریف چندکلمه‌ای ارائه داد. اقتصاد اشتراکی یک اصل اقتصادی است که سرعت گسترش آن روز به روز بیشتر می‌شود. در ساده تعریف، اقتصاد اشتراکی را می‌توان استفاده از تکنولوژی برای تسهیل مبادله کالا و خدمات بین افراد دانست.

اساس اقتصاد اشتراکی بر استفاده افراد از ظرفیت‌های استفاده‌نشده است. افراد می‌توانند ارزش دارایی‌ها و مهارت‌های خود را که بیش از ظرفیت موردنیاز آنهاست با بقیه به اشتراک بگذارند و به این صورت ارزش‌آفرینی کنند. این تبادل ارزش، در بستر یک بازار اینترنتی اشتراکی، یک پلتفرم یا اپلیکیشن اشتراکی اتفاق می‌افتد.

زندگی انسان‌ها در مقاطع حساسی از تاریخ به‌وسیله همین مدل اشتراکی دوام پیداکرده است. به‌عنوان‌مثال مبادله کالا به کالایی که در خیلی از مناطق روستایی رایج بوده است. از این نظر، اقتصاد اشتراکی مدل یا مفهوم تازه‌ای نیست. اما با توجه به نفوذ اینترنت گوشی‌های موبایل به تمام نقاط کشورهای جهان، امکان انجام مبادلات اشتراکی هیچ‌گاه تا این حد آسان نبوده است.

اگرچه اقتصاد اشتراکی معروف‌ترین نام برای این مدل است اما مفاهیم زیاد دیگری نیز زیر چتر اقتصاد اشتراکی قرار می‌گیرند. مفاهیمی مانند: تأمین مالی جمعی (Crowdfunding)، فریلنسینگ، اقتصاد همتا به همتا (peer-to-peer)، اقتصاد Gig.

اقتصاد اشتراکی چه تأثیری بر کسب‌وکارها دارد؟

اقتصاد اشتراکی رقیبی جدی برای بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی قلمداد می‌شود. کسب‌وکارها یا استارتاپ هایی که بر این مبنا استوار هستند، مجبور نیستند هزینه‌های سربار و موجودی را تحمل کنند و در مقایسه با کسب‌وکارهای سنتی از چابکی بیشتری نیز برخوردار هستند. کارایی این کسب‌وکارها به آنها کمک می‌کند به‌خوبی به انتقال ارزش بین اعضای یک زنجیره بپردازند.

در ادامه به مثال‌های معروف از استارتاپ های با مدل اقتصاد اشتراکی می‌پردازیم که اکنون به برندهایی مشهور در سطح دنیا تبدیل شده‌اند.

اقتصاد اشتراکی در حمل‌ونقل

در سطح جهانی، اوبر یکی از معروف‌ترین مثال‌های تأثیر اقتصاد اشتراکی بر کسب‌وکارهای سنتی است. اوبر و دیگر سرویس‌های مشابه آن گزینه‌ای امن‌تر، به‌صرفه‌تر و راحت‌تر از نمونه‌های سنتی مانند تاکسی‌های عمومی هستند.

اوبر توانست به کمک یک اپلیکیشن موبایل و شبکه‌ای از رانندگان توانست تقاضای مشتریان را به‌خوبی جواب دهد و تجربه‌ای بسیار عالی‌تر از روش‌های سنتی برای آنها بیافریند. فقط در شهر نیویورک، تعداد رانندگان اوبر لااقل ۴.۵ برابر تاکسی‌های عمومی است. به همین دلیل از سال ۲۰۱۵ تاکنون قیمت خرید تاکسی‌های عمومی حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است.

دیگر برندهای معروف جهان در حمل‌ونقل اشتراکی، Didi (50 میلیارد دلار) و Lyft (11میلیارد دلار) هستند. در کشور ما نیز اسنپ و تپسی توانستند با کپی‌برداری از همین ایده به کسب‌وکارهایی میلیارد تومانی تبدیل شوند.

اقتصاد اشتراکی در محصولات مصرفی

یکی از تحقیقات مؤسسه PWC نشان می‌دهد حدود ۸۶ درصد مردم آمریکا که با اقتصاد اشتراکی آشنایی دارند معتقدند این مدل کسب‌وکار زندگی را ازلحاظ اقتصادی مقرون به‌صرفه‌تر می‌کند و ۸۳ درصد آنها معتقدند که اقتصاد اشتراکی از روش‌های سنتی‌تر بسیار راحت‌تر و کارآمدتر است.

از طرفی، مقرون‌به‌صرفه بودن، راحتی و کارایی سه ویژگی بارز مؤثر در تصمیمات خرید محصولات مصرفی هستند. به همین دلیل مدل اشتراکی بازار محصولات مصرفی را نیز تسخیر کرده است.

شرکت eBay یکی از پیشتارازن بازارهای اینترنتی peer-to-peer است. پلتفرم نوآورانه این شرکت باعث شد مشتریان بتوانند محصولات استفاده شده یا جدید خود را خرید کنند یا بفروشند و آن را جلوی در خانه خود تحویل بگیرند. مشتریان می‌توانند نیاز خود را از طریق انواع متنوعی از محصولات با شرایط و قیمت‌ها و گارانتی‌های مختلف تأمین کنند.

دیگر برندهای مشهور جهانی در بازار محصولات مصرفی، Etsy (5.2 میلیارد دلار) و Rent the Runway  (۸۰۰ میلیون دلار) هستند. از نمونه‌های این نوع کسب‌وکارها در کشور ما هم می‌توان به دیوار و شیپور اشاره کرد.

اقتصاد اشتراکی در خدمات تخصصی و فردی

مزایای اقتصاد اشتراکی شاید بیش از هر جای دیگری در خدمات تخصصی و فردی نمایان شده باشد. منظور از این نوع خدمات، کارهایی است که نیازمند دانش تخصصی، مهارت، تجربه، مدرک یا آموزش است. کارهایی مانند برنامه‌نویسی، کپی رایترینگ، حسابداری، لوله‌کشی و … . این نوع خدمات را با نام‌های دیگری مانند فریلنسینگ، gigs و اسامی دیگر می‌شناسند.

در سطح جهانی می‌توان به مثال‌هایی مانند Fliverr (351 میلیون دلار)،  Upwork (169 میلیون دلار) و TaskRabbit (50 میلیون دلار) اشاره کرد که همگی پلتفرم‌هایی امن و مؤثر هستند که شرکت‌ها می‌توانند با افراد موردنیاز خود قرارداد ببندند. فریلنسرها می‌توانند با انعطاف و آزادی بیشتر از مهارت و دانش خود کسب درآمد کنند و شرکت‌ها نیز از هزینه‌های سربار یا اختصاص مکان فیزیکی و دیگر هزینه‌ها در امان بمانند. از نمونه‌های داخلی نیز می‌توان ایران تلنت، جاب ویژن، جابینجا را نام برد.

اقتصاد اشتراکی در بخش سلامت

این بخش کمتر از دیگر بخش‌ها در ایران رواج پیدا کرده است و به نظر می‌رسد فرصت‌هایی عالی در بخش سلامت برای استارتاپ ها داشته باشد. اما در سطح جهانی نیز این بخش از پتانسیل بسیار خوبی برای رشد برخوردار است و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۰ درآمد سالانه در بخش سلامت مبتنی بر مدل اشتراکی به ۸.۷ تریلیون دلار برسد. به دلیل همین پتانسیل، سرمایه‌گذاری در استارتاپ های این بخش در سه ماهه اول سال ۲۰۱۸ نسبت به زمان مشابه در سال قبل، رشد ۱۰ درصدی را تجربه کرده است.

کسب‌وکارهای سنتی این بخش نیز هزینه‌های زیادی را متحمل می‌شوند که با انتقال آن‌ها به مدل اشتراکی این هزینه‌ها را می‌توان به کمترین حد کاهش داد. به‌عنوان‌مثال به نظر می‌رسد به‌طور متوسط تجهیزات پزشکی در ۵۸ درصد زمان‌ها بدون استفاده باقی می‌مانند که  هزینه نگهداری و ذخیره هم به آن اضافه می‌شود. به همین خاطر مدل‌های اقتصاد اشتراکی این بخش مانند Cohealo به بیمارستان‌ها کمک می‌کنند در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کنند و با به اشتراک گذاشتن تجهیزات خود با دیگر مراکز سلامت ارزش بیشتری از تجهیزات به دست بیاورند.

برندهای مشهور این بخش شامل American Well (441 میلیون دلار)، Doctor On Demand (160 میلیون دلار) و Cohealo (9 میلیون دلار) می‌شود.

در کشور ما چه ایده‌های وجود دارد؟

تکنولوژی هر روز بیشتر و بیشتر فضا را برای فعالیت بازتر می‌کند. شرایط کشور ما و تغییرات محیطی آن نیز پذیرش عمومی این نوع کسب‌وکارها را بسیار بیشتر از قبل کرده است. با مثال‌هایی که در متن گفته شد دیدید که چگونه وجه  مشترک همه این شرکت‌ها به مفهوم اقتصاد اشتراکی برمی‌گردد. حال نوبت شماست. شما چه ایده‌هایی در این زمینه دارید؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *