مهم ترین اصول رسیدن به موفقیت سازمانی

0
101
مهم ترین اصول رسیدن به موفقیت سازمانی

امروزه دیگر سازمان ها نمی توانند با داشتن ثبات و به دست آوردن جایگاهی در صنعت خودشان موفقیت را تضمین کنند. دنیای امروز دائما در حال تغییر است و مسلم است که در چنین دنیایی لحظه ای غافل ماندن از تغییرات می تواند به ضررتان تمام شود. مدیران باید بتوانند با منابع کمتر نتایج و دستاوردهای بیشتری کسب کنند و همگام با تغییرات روز جلو بروند. برای اینکه بتوانید به عنوان یک مدیر در پیشرفت و موفقیت سازمان تان تأثیر گذار باشید، این ۵ اصل را به خاطر بسپارید و آن ها را در سازمان تان به کار بگیرید تا به موفقیت سازمانی دست یابید.

۱- تغییرات را با چشم انداز سازمان هماهنگ کنید

زمانی که به دنبال ایجاد تغییراتی در سازمان هستید، باید از این موضوع آگاه باشید که این تغییرات چگونه بر روی کارمندان سازمان اثر گذار خواهد بود و این افراد چگونه قرار است با این تغییرات هماهنگ شوند تا در نتیجه بتوانید این افراد را بهتر با چشم انداز سازمان هماهنگ و همراه کنید. به این ترتیب کارکنان سازمان بسیار راحت تر می توانند با تغییرات هماهنگ شوند و آن ها را در برنامه های کاری شان بپذیرند. این موضوع به کارکنان سازمان کمک می کند متوجه شوند تغییرات جدید چگونه به آن ها در رسیدن به اهداف سازمانی مشترک کمک خواهد کرد.

بنابراین هماهنگ کردن و مرتبط کردن تغییرات با چشم انداز ها و اهداف سازمانی می تواند در رسیدن به موفقیت سازمان تأثیر گذار باشد.

۲- افراد مناسب را برای جایگاه درست انتخاب کنید

نگرانی مهمی که در مدیران سازمان های امروزی وجود دارد این است که به عنوان یک مدیر نتوانند افراد مناسب را برای رسیدن به رشد و پیشرفت سازمانی انتخاب کنند. بنابراین چیزی که اهمیت دارد این است که به وضعیت امروز سازمانتان نگاه دقیق تری داشته باشید و ببینید که کارکنانی که در حال حاضر مشغول به فعالیت در سازمان هستند، تا چه اندازه در موقعیتی که دارند پیشرفت کرده اند و این موقعیت ها تا چه میزان توانسته استعداد و توانایی آن ها را به کار بگیرد.

یکی از رایج ترین مشکلات سازمان ها استخدام افراد بی کفایت نیست، بلکه قرار دادن افراد توانمند در موقعیت هایی است که به رشد و پیشرفت مهارت ها و نشان دادن استعداد هایشان کمکی نمی کند. بنابراین بسیار مهم است که جدا از مهارت های تجربی افراد، بر اساس استعداد ها و توانایی های شخصیتی شان آن ها را در موقعیت هایی قرار بدهید که بتوانند بهترین خودشان را ارائه بدهند.

۳- به تمام کارکنان فرصت مشارکت در اهداف سازمان را بدهید

ممکن است در هر سازمانی تعداد کمی نیروی متخصص و برتر وجود داشته باشد که بیشترین سهم را در رسیدن به اهداف سازمانی دارند. اما بسیار مهم است که نقش تمام کارکنان در رسیدن به اهداف مشترک سازمانی بررسی شده و مشخص بشود که دیگر کارکنانی که جزو حرفه ای ترین ها نیستند تا چه اندازه در رسیدن به موفقیت سازمانی تأثیر گذارند. اگر مشخص شد که بعضی از کارکنان نقش مؤثری را در سیستم ایفا نمی کنند باید موقعیتی را برای آن ها فراهم کنید که بتوانند نقش و مشارکت بیشتری در اهداف سازمانی داشته باشند. این مشارکت حتی می تواند کمک کردن به حرفه ای تر های سازمان و یادگیری تجربی کار از آن ها باشد.

۴- شرایط رشد سازمان را فراهم کنید

در بسیاری از مواقع عمده مانع رشد سازمان ها افراد بی کفایت و یا عدم مشارکت آن ها در رشد و پیشرفت سازمان نیست، بلکه نبود شرایط رشد است که به افراد اجازه نمی دهد توانایی های خودشان را نشان بدهند و به پیشرفت سازمان کمک کنند. همانطور که یک باغبان برای نگه داری و رشد کافی محصولاتش باید شرایط مناسبی را فراهم کند، به عنوان مدیر یک سازمان باید مانند باغبان عمل کنید. تمام عواملی که در رشد گیاهان تأثیر گذار است از نور و آب گرفته تا خاک مناسب را بررسی کنید. اگر در هر کدام از عوامل پایه ای رشد سازمان نقصی وجود داشته باشد، تا زمانی که اقدام به رفع آن و ایجاد شرایط رشد و پیشرفت نکنید نمی توانید از چنین سازمانی توقع رشد و رسیدن به موفقیت را داشته باشید.

۵- زمانی بگذارید تا نیازهای کارکنان سازمان را شناسایی کنید

زمانی که شرایط ابتدایی رشد و پیشرفت را در سازمانتان فراهم کردید، زمان آن رسیده است که متوجه شوید هر کدام از افراد سازمان برای رسیدن به موفقیت سازمانی چه نیازهایی دارند. شما هرگز با دو گیاه متفاوت رفتار مشابهی ندارید و به طور مجزا به آن ها رسیدگی می کنید. بنابراین در نظر گرفتن تک تک افراد سازمان و بررسی نیازهای آنان در جهت رشد سازمان امری ضروری است. هر کارمندی همانطور که وظایف و کارهای مشخصی را در سازمان بر عهده دارد، نوع بازخورد و حمایتی که نیاز دارد هم متفاوت از دیگران است. مهم ترین مسأله تشخیص این تفاوت ها و نیازها در تک تک اعضای سازمان و یافتن راه هایی برای ارضای آن نیاز ها بر اساس منابع و زمانی که در اختیار دارید است.

در طول زمان و با رشد و پیشرفت سازمان، نقش مدیران در هماهنگی با فرهنگ سازمانی، ایجاد تغییرات متناسب با آن و ایجاد محیطی مناسب برای رشد و پیشرفت کارکنان قدیمی و جدید سازمان اهمیت بیشتری پیدا می کند. بنابراین به عنوان یک مدیر باید همانطور که برای رسیدن به موفقیت سازمانی تلاش می کنید برای بهبود و تقویت فرهنگ سازمانی نیز قدم های مؤثری بردارید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید