چگونه برندسازی موفقی داشته باشیم؟

چگونه برندسازی موفقی داشته باشیم؟

در سال ۱۹۰۱، ایوان پاولوف (Ivan Pavlov) یک زنگ را به صدا در آورد و سگی شروع به ترشح بزاق کرد.

آزمایش معروف او بسیاری از رموز پشت پرده ی برند سازی را توضیح می دهد: یک محصول یا خدماتی را با نیازهای مشتری مرتبط سازید و اینجا است که برندسازی اتفاق می افتد.

به عبارت دیگر، ارتباطی را، بین آنچه شما ارائه می دهید و آنچه مشتری می خواهد، در ذهن مشتری ایجاد کنید و اینجا است که جادو اتفاق می افتد.

برخلاف سادگی این موضوع، اکثر کسب و کارها در برندسازی شان به یک دلیل شکست می خورند: آنها تصور می کنند که برندسازی مانند تبلیغات، تنها از طریق بازاریابی ایجاد می شود.

وقتی برندسازی با شکست مواجه می شود

تصور غلطی که وجود دارد این است که بخش بازاریابی مسئول ساخت و مدیریت برند می باشد.

به هرحال اصل و هسته برندسازی در کمپین تبلیغاتی نیست، بلکه در خود شرکت است. وقتی یک برند با شکست مواجه می شود، به این معنی است که مصرف کننده با کل کسب و کار ارتباط برقرار نمی کند. برند در سطح سازمانی شکست می خورد و نه به خاطر یک واحد مستقل.

درحقیقت مشتریان، کل کسب و کار را خریداری می کنند و نه فقط  قیمت، توزیع یا حتی ظاهر و احساس یک برند را. برندسازی تنها یک کلمه است که برای توصیف تجربه مشتریان استفاده می شود.

وقتی برندسازی نتیجه می دهد

برای این که سازمان تان به یک موفقیت دراز مدت دست یابد، باید کل سازمان بیانگر برند باشد.

هر عضوی از سازمان می تواند باعث تقویت یا ضعف برند شود. برای اطمینان از این که در مسیر درست حرکت می کنید، همه اعضای تیم باید به طور واضح متوجه شوند که چطور می توانند به تجربه مشتریان کمک کنند.

بسیاری از برندهای دینی به درک موضوع رسیده اند. خطوط هواپیمایی Southwest افرادی را برای مدت زمان آزمایشی استخدام می کند تا مطمئن شود که آیا آن ها مناسب شرکت هستند یا نه. این خطوط هواپیمایی برای حفظ کیفیت برند خود، بیش از خطوط هواپیمایی دیگر آموزش های لازم را ارائه می دهد.

به طور مشابه، Zappos، به استخدامی های جدیدش ۲۰۰۰ دلار می دهد تا کارشان را رها کنند. این کار باعث می شود تا افرادی که مناسب این برد نیستند، کنار بروند و به فرهنگ سازمانی کمک می کند تا در مسیر برند باقی بماند.

چهار سوال مهم برای ساخت برند

کلید موثر برای ساخت برند، هماهنگی سازمان با چشم انداز برند است. با این حال قبل از این که این کار را انجام دهید، باید جهت و نظم داشته باشید.

مطمئن شوید که پاسخ این چهار سوال را می دانید:

  1. کسب و کار شما اکنون در چه مرحله ای قرار دارد؟
  2. کسب و کار شما فردا در چه مرحله ای خواهد بود و چه جایگاهی خواهد داشت؟
  3. کسب و کار شما، موفقیت را چگونه تعریف می کند؟
  4. چه چیزی باید در شرکت شما تغییر کند تا محصولات و خدمات شما مقبول مشتریان قرار گیرد؟

با اینکه این سوال ها آسان به نظر می آیند، ولی می توانند مشکل باشند و می توانند با وضوح و بینش بیشتری تصحیح شوند. هر سازمانی که خواهان گسترش برند خود می باشد، باید به این سوالات به روشنی پاسخ دهد.

۵ استراتژی فروش در سازمان

در اینجا پنج روش وجود دارد که به ارتباط بین کارمندان و مشتریانتان کمک می کند.

با گفتگو الهام بخش آنها شوید

اگر می خواهید به سرعت رشد کنید، گفتگوی رسمی و غیر رسمی معناداری با کارمندانتان در مورد مشتریان داشته باشید. آن گاه متوجه می شوید که این گفتگوها ذهن کارمندان تان را پر می کند و به آنها الهام می بخشد.

به تیم تان آموزش دهید

برخی از مدیران پیام های مهم را در غالب یک یادداشت به کارمندان می دهند و انتظار دارند که افراد طبق همان عمل کنند. هر برند نیاز به حامی دارد؛ یعنی کسانی که از آن دفاع می کنند و آن را آموزش می دهند. درمورد برندتان به کارمندان آموزش دهید، نه اینکه برند را در غالب یک کلمه ی چاپی توضیح داده و آن را مخفی نگه دارید.

به برندتان جان ببخشید

ویدئو بسازید، تصاویر بهترین مشتریان تان را به همه دفترهای شرکتتان ارسال کنید، تعریف و تمجید مشتریان را به کل کارمندان انتقال دهید و … . هر چقدر که شما راه های بیشتری برای جان بخشیدن به برند و نشان دادن رشد آن داشته باشید، بیشتر می توانید بین تیم و برندتان ارتباط برقرا کنید. زمانی که که این ارتباط برقرار شود، آنها نیز متوجه خواهند شد که قدم های بعدی چه خواهد بود.

خود را به جای مشتریانتان بگذارید

به ذهن مشتری رسوخ کنید و یک روز از زندگی مشتری تان را تصور کنید. به همه ی اعضای تیم تان نشان دهید که یک مشتری چگونه خواهد بود. همه باید این روز و این که این محصولات چه نقشی را در روز آنها بازی می کند، تصور کنند. سپس از آن ها بخواهید که در مورد این که چطور می توانند بر روز مشتری تاثیر بگذارند، فکر کنند. در حالی که مشتری از این موضوع بی خبر است.

تعریفی از مشتری، ایجاد کنید

مشتری ای را که کسب و کارتان می تواند بهترین خدمات را به آن ارائه کند، تعریف کنید. با ایجاد تصوری از مشتری از طریق احساسات، نیازها، بحران ها و آرزوهای مشتری، تیم می تواند به یک تصور واحد برسد. هنگامی که همه افراد در سازمان، آگاهانه به مشتریان خدمت کنند، آن گاه تلاش های برندسازی خود به خود اتفاق می افتند.

جاودانه شدن برند شما

برای افزایش فروش سازمانی، باید چشم اندازی ایجاد کنید که همه سازمانتان تمام شور و اشتیاقشان را برای آن به کار ببرند.

هنگامی که به مرحله فروش می رسید، در حقیقت مهمترین بخش برنامه ی بازاریابی تان را راه اندازی می کنید. افرادتان را برای خدمت به مشتریان آماده می کنید و برندی ایجاد کنید که معنای خاصی برای آنها دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *