5 پایگاه بازاریابی تاثیرگذار برای اینستاگرام که باید امتحانشان کنید

۵ پایگاه بازاریابی تاثیرگذار برای اینستاگرام که باید امتحانشان کنید

وقتی شرکت فیسبوک اینستاگرام  را در سال ۲۰۱۲ خرید، دهان مردم دنیا از شنیدن قیمت خرید ۱ میلیارد دلاری آن بازماند. اما در ۴ سال بعد، خرید اینستاگرام هوشمندانه ترین چیزی به نظرمی رسید که فیسبوک از زمان آغاز به کار خود تا به حال انجام داده است. به آمارهای ارائه شده توسط سایت brandwatch.com توجه کنید:

  • پیش بینی شده است درآمد ناشی از تبلیغات اینستاگرامی در سال ۲۰۱۷ به دو میلیارد و هشتاد و یک میلیون دلار برسد.

  • تاثیرپذیری کاربران از برندهای موجود در اینستاگرام ده برابر بیشتر از فیسبوک و هشتاد و چهار درصد بیشتر از توییتراست.

  • پنجاه درصد کاربران اینستاگرام حداقل دنباله روی یک برند می باشند.

سال ۲۰۱۷ به نوعی  سال گسترش طلایی برای پایگاه های اثرگذار خواهد بود، همان طور که برندها برای تحکیم ادعای خود تا حد ممکن به رقابت در میان دسته های فراوان و متنوع این اینفلوئنسرها خواهند پرداخت. با وجود این گستردگی، نیاز به ابزارهای درست برای شناسایی مکان و جذب استعدادهای جدید خواهد بود. در همان حال که نیاز به مدیریت کمپین های چندگانه و افراد مشارکت کننده هم خواهیم داشت. با این ذهنیت، یافتن یک پایگاه بازاریابی اثرگذار، دغدغه بزرگی محسوب می شود. اگرچه باید در نظر داشته باشید که اگر شما اینستاگرام را به عنوان پایگاه انتخابی خود هدف قرار می دهید، صرف جستجو برای «بهترین پایگاه ها» موثر نخواهد بود. برخی پایگاه ها در زمینه یافتن درخشان ترین اینفلوئنسرها در اینستاگرام، بهتر از سایرین عمل می کنند. در ادامه به ۵ پایگاه بازاریابی تاثیرگذار برای اینستاگرام اشاره شده است که شما قطعا باید آن ها را بررسی کنید:

  1. نیچیفای (Nichify)

این سایت توسط گرتا وان ریل که «ملکه اینستاگرام» هم نامیده می شود، پایه گذاری شده است. نیچیفای خود یک شبکه اجتماعی است که در آن برندها و اینفلوئنسرهای اجتماعی می توانند باهم در ارتباط باشند، به گفتگو بپردازند و کمپین های مورد نظرشان را ایجاد ککند و در آن ها باهم به همکاری بپردازند. ماموریت این شبکه خدمت رسانی دور کردن قدرت از پایگاه های اصلی بازاریابی و انتقال آن به دستان اینفلوئنسرهای اجتماعی است.

بخشی از این کار به دلیل وجود میزان زیادی از مزاحمت هایی است که اینفلوئنسرها در خود رسانه های اجتماعی با آن دست و پنجه نرم می کنند. یک شخص با صدها و هزاران دنبال کننده محدود به دریافت خروارها پیشنهاد به صورت روزانه از طرف بازاریاب های مبتدی است که اغلب هم به طور صحیح و مجتمع از چگونگی انجام شیوه های بازاریابی آگاه نیستند. سایت نیچیفای با هدف از بین بردن این مزاحمت ها اقدام به ایجاد مکانی امن برای برندها و اینفلوئنسرهای نموده تا بتوانند همدیگر را بیابند. اثرگذاران پروفایل خود را نگه میدارند، کم وکاستی های خود را فهرست می نمایند و یک رتبه بندی مربوط به نیچیفای را با خود دارند که می تواند برای اندازه گیری میزان دسترسی و اثرگذاری آن ها مورد استفاده قرار بگیرد.

پروفایل های مربوط به برند، حامل میزان معینی از بررسی های موشکافانه داخلی مانند توصیه ها یا حتی فقط تعداد دنباله روها می باشد، در نتیجه اینفلوئنسرهای اجتماعی به سهولت می توانند شخص طرف معامله خود را بشناسند. نیچیفای همچنین شامل یک بسته ابزاری برای همکاری جهت ایجاد معاملات و کمپین ها می باشد.

  1. اینستا برند (Instabrand)

اینستا برند بیشتر یک موسسه خلاقانه محسوب می شود که به عنوان یک واسطه میان برندها و اثرگذاران اجتماعی عمل می کند. این با توجه به هدف آشکار آن ها یعنی «انسانی تر کردن تبلیغات» معانی زیادی در پی دارد. نمایندگی های اینستا برند می توانند از موتور جستجوی «مرکب» خودشان برای یافتن شرکایی استفاده کنند که یک اینفلوئنسر اجتماعی را فراتر از تعداد دنباله روهایش و جهت گیری های هم راستا با وی زمینه بندی می نماید. پایگاه داده آن ها که متشکل از بیش از ۱۰۰ هزار اینفلوئنسر اجتماعی به طریق ارجاع کلیدواژه ها و عملکردهای بعدی آن ها می باشد، نرخ های تعهد و مکان ها را تجزیه و تحلیل می نماید. این ابزار یک موتور داده ای بزرگ برای یافتن جفت بازاریابی متناسب است. موتور جستجوی مرکب با کند و کاوهای عمیق تر در هر پروفایل قادر است تا در حین فیلتر (filtering) نمودن سایر معیارهای انتخاب، اثرگذاران اجتماعی حاضر در هر پایگاه را که نمایندگی ها مایل به برخورد با آن ها می باشند، مشخص کند.

البته Instabrand به هیچ عنوان جزء شرکت های خود خدمت رسان (self-service) محسوب نمی شود، در نتیجه اگر شما به دنبال کشف استعداد خود و سپس اجرای آن روی کمپین ها هستید، اینستا برند یک مورد متناسب برای شما نخواهد بود. از سوی دیگر، اگر شما خواهان شرکتی هستید که به دنبال مدیریت بازاریابی شما با محوریت انسانی و یک هسته فناوری است که کمپین ها را تعریف کرده و گزارش دهی می کند؛ در این صورت Instabrand گزینه های فراوانی برای انجام این کارها در اختیارتان می گذارد. آن ها خودشان را با عنوان «اولین شرکت اثرگذارهمراه» توصیف می کنند و چنین تعریفی تاکید زیادی روی برنامه های مخصوص گوشی های همراه مانند اینستاگرام و اسنپ چت (Snapchat) دارد.

  1. هایپ تپ (Hypetap)

هایپ تپ به عنوان یک موسسه فرا پایگاهی، بهترین ها از هر دو حوزه ، یعنی در هر زمان یک حوزه مشخص را به برندها ارائه می دهد. یعنی، منظورمان این است که یک شرکت می تواند انتخاب کند که بازاریابی را توسط خود انجام دهد و به پایگاه نرم افزاری دسترسی داشته باشد، یا اینکه انتخاب کند تا از طریق موسسه آن ها (هایپ تپ) اقدام نموده و مدیریت تمام فرایند مربوط به بازاریابی را به تیم هایپ تپ بسپارد.

Hypetap انواع مختلفی از ابزارهای مورد انتظار شما را پیشنهاد می دهد: فهرست های برخاسته از داده های مربوط به اثرگذارانی که فقط به به توده فالوورها دل خوش نیستند، بلکه به جای خود نیروهای خلاقی به حساب می آیند. در حقیقت منبع استعدادی هایپ تپ از کوچک ترین منابعی است که تا به حال دیده ایم، یعنی شامل کمتر از ۲۰۰۰ اینفلوئنسر می شود. اما این مساله نباید به صورت یک مانع دیده شود. اینفلوئنسرها هایپ تپ تنها با دعوت حضور پیدا می کنند. به محض حضورشان در سیستم، برندها (یا خود موسسه هایپ تپ) می توانند به سهولت در میان اینفلوئنسرها قابل دسترس به جستجو بپردازند، بدون نیاز به این که برای بررسی جفت های امکان پذیر از صفحه ای به صفحه بعد بروند.

دیگر نقطه فروش برای برندها و اینفلوئنسرها، دسترسی رایگان آن ها به پایگاه است. هیچ پولی از سازندگان برای ثبت نام گرفته نمی شود؛ همین طور از برندهایی که به دنبال رد کردن کمک موسسه وانجام کار به صورت مستقل می باشند. کمپین آتی برندها مختصرا به توصیف مخاطبان هدف ایده آل آن ها می پردازد. با استفاده از این توصیفات، آن ها می توانند به جستجوی اینفلوئنسرها بپردازند و یا به طریق مشابه اینفلوئنسرها آن ها را خواهند یافت. نرخ ها به مذاکره گذاشته می شوند، مدت زمان کار تعیین می شود، محتوا ایجاد می شود، کمپین ها اجرایی شده و هرشخصی برنده محسوب می شود. همین طور خود Hypetap که ۱۰ درصد از نرخ معامله را اخذ می کند. همچنین مولفه ای با عنوان مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) وجود دارد که در آن حقوق دیجیتالی هر محتوا در حین اجرای یک کمپین تعیین می گردد. این مخصوصا برای محتوای اینستاگرام مهم است، چرا که یک عکس منحصر به فرد می تواند طول عمر بیشتری نسبت به یک تکه نوشته داشته باشد.

  1. فیم بیت (Famebit)

فیم بیت در پیشنهادات خود تقریبا بی حاشیه عمل می کند. یک پایگاه پایه که در آن برندها با اینفلوئنسرها ملاقات کرده و برای محتوای موردنیاز خود قرارداد می بندند. اگر چه همه چیز در مورد روشی که فیم بیت با آن خودش را بازاریابی می کند، تمام چیزهایی را که شما نیاز دارید تا در مورد این پایگاه بدانید، به شما می گوید.

مانند هایپ تپ هیچ پولی برای عضویت در Famebit گرفته نمی شود و این پایگاه به صورت یک محل ملاقات برای شرکای بالقوه عمل می کند. فیم بیت در ارائه مجوز ورود افراد به این پایگاه بازتر عمل می کند، پس آماده باشید تا در منبع بزرگ تری نسبت به هایپ تپ به جستجو بپردازید، اما آن ها تلاش بسیار گسترده ای بابت سبک دهی به برند خود جهت جذب استعداد درست به کار می بندند. در نتیجه تعجب آور نیست که فهرست رضایت بخشی از شرکت ها را با استفاده از خدمات خود به دست آورده اند. در مورد شرکتی که برای بازاریابی موثر پایگاه خود به اندازه کافی هوشمندی به خرج می دهد باید گفت که این حرف قطعا به بررسی فیم بیت می ارزد.

  1. ترایب (Tribe)

حسن ختام این نوشته ترایب است که به عنوان یکی از پایگاه های ضروری برای شرکت هایی محسوب می شود که به دنبال اینفلوئنسرهای اینستاگرام هستند. این وبسایت بیشتر شبیه یک منبع تغذیه از افراد جوان و جذاب دارای فرصت های کافی در زندگی برای اینستاگرام است. اما زیربنای تمام این ها، استفاده هوشمندانه ترایب از یک برنامه تلفن همراه برای پدید آوردن محتوای متعهد به برندها می باشد.

کاربران Tribe، یعنی اینفلوئنسرها، از یک برنامه تحت سیستم عامل آیفون (iOS) برای ایجاد محتوا برای برندهای موردعلاقه خود استفاده می کنند، اغلب اوقات فقط یک اشاره ساده کافی است. اگر شما دارای ۵۰ هزار فالوور هستید و قصد دارید تا یک تصویر از میدان تایمز شهر نیویورک (Times Square in NYC) در اینستاگرام پست کنید، دست نگه دارید. آن تصویر را به جای اینستاگرام در ترایب پست کنید و ببینید که چگونه شرکت کوکاکولا برای گذاشتن آرم خود در پس زمینه عکس با اشاره به نام شما، پول پرداخت خواهد نمود. این یک فرض ثابت شده در ترایب است. Tribe روی کمپین ها یا ترقی های بلندمدت متمرکز نشده است، با این حال برندها برای جلب برخی توجهات می توانند از آن استفاده کنند. البته، در صورتی که شما اینفلوئنسری هستید که به دنبال کسب پول است، تابلوهای تبلیغاتی (billboards) در پس زمینه فقط یک نمونه محسوب می شود و نه یک گزینه خوب. شما وقتی خوب عمل کرده اید که یک محصول در پست شما به تصویر کشیده شده و به عنوان یک اتفاق عادی پیش آمده باشد. همین حالا، این برنامه روی استرالیا متمرکز شده است، اما همان طور که به صورت موثر پیش می رود – مخصوصا با برندهای جهانی -به دنبال اشاعه خود فراتر از کشور بزرگ استرالیا است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *