آیا شکست برای بروز خلاقیت ضروری است؟

آیا شکست برای بروز خلاقیت ضروری است؟

دشمن بزرگ حقیقت، اغلب دروغ (حساب شده، فریبنده و متقلب) نیست؛ بلکه اسطوره (ماندگار، متقاعد کننده و غیر واقعی) است. اغلب ما تمایل به کلیشه های اجداد خود داریم. ما همه حقایق را در معرض مجموعه ای از تفسیرهای پیش ساخته قرار می دهیم. ما از راحت بودن ارائه نظر، بدون تمحل رنج تفکر لذت می بریم.

—John F. Kennedy, Yale University Commencement, June 11, 1962

 

هنگامی که به موضوع خلاقیت می رسیم، دو دیدگاه رقابتی در مورد شکست وجود دارد که به خلاقیت مربوط می شود:

  • این ایده که با کنایه جورج کانز در فیلم Apollo 13 جاودان شد: «شکست یک گزینه نیست.»
  • این ایده – که اکنون در ادبیات کسب و کار محبوب و فراگیر است – شکست برای خلاقیت ضروری است و باید مورد تشویق و پذیرش قرار گیرد.

این دو حالت تفکر، به عنوان دستورالعمل ساده عمل می کنند، اما هر دو یک افسانه درباره ارتباط شکست با موفقیت های خلاقانه را حفظ می کنند.

البته رابطه شکست با ایجاد نتایج خلاقانه، هر یک از آن دو سناریو در بالا نیست؛ ارتباط آن با نحوه برخورد مردم با شکست است. این مربوط است به آن چه که روانشناسان جهت گیری هدف تعریف می کنند. جهت گیری هدف در سطح فردی عمل می کند و توسط عوامل فردی و محیطی هدایت می شود.

چهار بعد برای جهت گیری هدف وجود دارد:

  • عملکرد: هدایت شده از بیرون
  • یادگیری: هدایت شده از درون
  • رویکرد: هدایت شده به اطراف
  • اجتناب: رانده شده

این چهار بعد را می توان به چهار روش ترکیب کرد: رویکرد عملکرد، اجتناب از عملکرد، رویکرد یادگیری و اجتناب از یادگیری. به عنوان مثال، کسی که با هدف اجتناب از عملکرد کار می کند، از هر چیزی که ممکن است بازخورد منفی به آن ها بدهد پرهیز می کند، در حالی که کسی که با یک هدف رویکردِ عملکرد، عمل می کند، دائما سعی در اثبات شایستگی خود را خواهد داشت.

خلاق ترین افراد کسانی هستند که جهت گیری رویکرد یادگیری را از خود نشان می دهند. انگیزه درونی قوی تر از انگیزه های خارجی است. به وضوح، حرکت به سمت یادگیری بیشتر محرک تر از حفظ سطح فعلی دانش و صلاحیت است.

در محیطی که کسب و کارها باید در آینده سازگار شوند و به آینده نگاه کنند یا ریسک شکست در حال حاضر را بپذیرند، پیدا کردن و پرورش افراد با جهت گیری رویکرد یادگیری، کلید ایجاد یک سازمان قوی است که با هدف تغییر ساخته شده است:

پیدا کردن: هنگامی که خلاقیت لازم است، افرادی با علاقه و اشتیاق عمیق را بدون توجه به هدف حوزه کاری

پیدا کنید.

ترویج کردن: به جای ایجاد محیطی که شکست تشویق  شده و پذیرفته شده محیطی ایجاد کنید که یادگیری مداوم در آن تشویق و تایید می گردد.

نباید تعجب برانگیز باشد که یادگیری ضرورت انگیزه خلاقانه است. به عبارت دیگر، پایه های بیولوژیکی خلاقیت در یادگیری ریشه دارد.

شما چه اقداماتی می توانید انجام دهید تا به نحو بهری، افراد را برای پروژه های خلاقانه انتخاب کنید و محیط یادگیری توام با تشویق را ایجاد کنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *