چگونه با اجرای ایده های بزرگ، در سازمان نوآوری ایجاد کنیم؟

چگونه با اجرای ایده های بزرگ، در سازمان نوآوری ایجاد کنیم؟

یکی از دوستان صمیمی ما که به مدت طولانی مدیر عامل شرکت فورچون ۵۰۰  بوده است این مساله محرمانه را در مورد دنیای مدیران ارشد با ما در میان گذاشت که «من برای هر سال سه تصمیم می گیرم».

او به دلیل ایجاد تاثیر کلام خود، لحظه ای مکث نمود. سپس ادامه داد: «دانستن یکی از این سه تصمیم بسیار مهم است».

ما باید بر روی آخرین اظهار نظرات به مدت کوتاهی تامل کنیم. این مدیر عامل اجرایی بر این نکته تاکید نکرد که تصمیم گیری در هر زمان صورت می گیرد. او با اشاره به تبعیض و تمایز این تصمیم گیری ها اشاره نمود که دانستن این که کدام یک از آن ها مهمتر است همیشه واضح نمی باشد.

پنج عنصر در تصمیم گیری مدیر اجرایی

بر اساس مشاهداتی که از کار رهبران و مدیران برتر صورت گرفته، رشدِ آگاهی در تصمیم گیری، ترکیبی اختصاصی از پنج عنصر است که عبارتند از:

  1. شناخت: یک کارکرد اجرایی قوی است که می تواند دیدگاه های مختلف را در نظر گرفته و سناریوهای مختلفی را تجزیه و تحلیل کند.
  2. هوش هیجانی: آگاهی و توجه به عوامل ذهنی مانند احساسات، انگیزه و نشانه های اجتماعی می باشد.
  3. تجربه حرفه ای: که اغلب به صورت «هوشمندی خیابانی» بیان می شود.
  4. کشف و شهود یا حالات غریزی.
  5. عنصر پنجم که موضوع مقاله امروز است، دیدگاه می باشد.

رهبران و مدیران دارای یک دیدگاه کلی از سازمانی هستند که آن را مدیریت می کنند و لزوما نمی دانند که چگونه برنامه ریزی نمایند.  البته لازم هم نیست که آن ها چنین کاری انجام دهند. در پیرامون آن ها متخصصانی حضور دارند که در زمینه های مختلف استعداد دارند و قادر به ارائه دیدگاه به مدیران هستند و غالبا به این دیدگاه ها مدیر اجرایی تمایلی نشان نمی دهد. این مساله بصورت محرمانه نیست و یک دیدگاه مشترک با کل سازمان می باشد.

تفاوت بین دیدگاه (چشم انداز) و ماموریت

اصطلاحاتی از قبیل دیدگاه و ماموریت اغلب به صورت ناصحیح و جایگزین یکدیگر استفاده می شوند.

یک دیدگاه، چگونگی تجسم کسب و کار آینده را به شما ارائه می دهد و بصورت یک رویای جمعی است که در سازمان شما به اشتراک گذاشته می شود.

یک ماموریت توضیح می دهد که چرا کسب و کار شما به وجود آمده است.

یک دیدگاه زمانی پویا می باشد که سازمان شما مبتنی بر یادگیری و نوآوری محور باشد که به احتمال زیاد، این دیدگاه تغییر می کند یا در طول زمان اصلاح می شود.

یک ماموریت به ثبات حالات گرایش دارد.

هر دوی دیدگاه ها و ماموریت ها باید به اشتیاق پشت کسب و کار و افراد در حال اجرای آن دستیابی کنند.

در نهایت، آن چه از دیدگاه یک رهبر یا مدیر سازمان مهم بوده این است که با داشتن یک ایده بزرگ (big idea)، سازمان شما می تواند پیرامون چیزی تقویت شود که شما و تیم های خود می توانید در مورد اجرای آن علاقه مند شوید.

نمونه هایی از ایده های بزرگ

در اینجا چندین نمونه از ایده های بزرگ از برندهای تجاری وجود دارند که شما می شناسید.

گوگل (Google): برای سازماندهی و ایجاد اطلاعات جهانی است که در دسترس بوده و سودمند می باشد.

آمازون (Amazon): مشتری محورترین شرکت است و مکانی ایجاد می کند که افراد می توانند هر چیزی که می خواهند را در آن بیابند و به صورت آنلاین خریداری کنند.

خطوط هوایی جنوب غربی: به این دلیل ایجاد شده اند که خطوط هوایی THE کم هزینه باشند.

نایک (Nike): الهام بخش بودن و نوآوری را برای هر ورزشکار در جهان به ارمغان می آورد (و از دیدگاه نایک، اگر بدن مناسب دارید، شما یک ورزشکار هستید).

فیس بوک (Facebook): توان به اشتراک گذاری اطلاعات را به افراد ارائه می دهد و دنیای وسیع تر و مرتبط تری ایجاد می کند.

eBay: یک بازار آنلاین جهانی ارائه می دهد که در آن هر کسی می تواند هر چیزی را مبادله کند و امکان ایجاد فرصت اقتصادی در سراسر جهان را به ارمغان می آورد.

 

یافتن ایده بزرگ شما

ایده های بزرگ می توانند یک سازمان را به آینده بسیار درخشانی هدایت کنند. این مساله به شما کمک می کند که زمان جنبش و مکان آن را تعیین کنید. این دیدگاه مشترک است که باعث ایجاد انسجام درون سازمان شما شده و می تواند منجر به عملکرد برتری در طول زمان شود.

برای کشف یا اصلاح ایده بزرگ خود، سوالات زیر را در نظر بگیرید:

  1. تصویر نهایی: کسب و کار شما به چه صورت خواهد شد هنگامی که این ایده انجام شود؟.
  2. اشتیاق: سازمان شما مایل است که چه کاری انجام دهد؟.نقاط قوت سازمان شما (بر اساس اشتیاق کارکنان، عملکرد گذشته و منابع موجود) چه هستند؟
  3. رهبری:سازمان شما چه چیزی رهبری خواهد نمود؟. به چه چیزی متعهدید که بهترین حالت در جهان است؟
  4. تاثیر:در کجا، شرکت شما بیشترین تاثیر را دارد؟. آیا شما متعهد هستید که بهترین خدمت را ارائه دهید؟

هنگامی که از یافتن راهکار هر فرآیند مطمئن می شوید، وانمود کنید که مبتدی هستید و پاسخ ها را نمی دانید. هر ایده ای را که پذیرش نمودید حتی آن هایی که شما را عصبی می کنند به ذهن بسپارید و کنجکاو باشید.

 

به همراه داشتن ایده بزرگ در زندگی خود

پس از اینکه ایده بزرگ خود را بیان کردید، بگذارید آن به مدتی همراه شما باقی بماند و کامل شود. حتی هنگام خواب یا در بیداری همراه شما باشد و با دیدگاهی تازه به آن نگاه کنید و ببینید که آیا شور و هیجان جمعی شما را فرا می گیرد.

سپس، سازمان خود را با این ایده بزرگ اشباع کنید و آن را به دیگران بفروشید. شیوه هایی برای کارکنان بیابید که ایده پردازی کنند. هنگامی که یک ایده بزرگ در یک سازمان مطرح می شود، هر کارمند می تواند شیوه هایی برای کمک به واقعی سازی این ایده پیدا کند (و این زمانی است که واقعی سازی این ایده شروع می شود تا زمانی که آن اتفاق می افتد).

در نهایت، این ایده را با شهامت و جسارت اجرایی کنید، به صورتی که هنری دیوید تورئو بیان نمود که «اگر یک فرد با اطمینان در جهت رویاهای خود پیشرفت کند و برای زندگی که در تصور او می باشد تلاش کند، او در لحظاتی غیر منتظره با موفقیت به آن دست خواهد یافت».

اعتماد به این باور، برای سازمان شما مشابه می باشد. پس رویای بزرگ داشته باشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *