چگونه می توان یک استراتژی بازاریابی موفق ایجاد کرد؟

استراتژی بازاریابی خود را بسازید

ایجاد یک استراتژی بازاریابی برای هر کسب و کار حیاتی است. بدون آن، تلاش برای جذب مشتریان احتمالا بی وقفه و ناکارآمد خواهد بود. تمرکز شما باید بر روی یک استراتژی به گونه ای قوی باشد که شما اطمینان حاصل کنید محصولات و خدمات شما با توجه به نیازهای مشتریان شما ارائه می شوند و این استراتژی بین شما و مشتریانتان یک رابطه بلند مدت و سود آور ایجاد می کند. برای رسیدن به این هدف، شما باید یک استراتژی انعطاف پذیر ایجاد کنید تا بتوانید مشتریان وخواسته هایشان را درک کنید و به تقاضای مشتریان پاسخ دهید. همچنین ممکن است استراتژی شما به شما در شناسایی بازارهای جدیدی که می توانید آنها را موفقیت آمیز بدانید، کمک کند.

هدف استراتژی بازاریابی شما باید شناسایی و سپس تبادل مزایای ارائه کسب و کار شما به بازار هدف شما باشد.
هنگامی که استراتژی خود را ایجاد و اجرا کرده اید، آن را کنترل کنید و از انجام هر اقدام مورد نیاز، جهت حفظ موفقیت خود کوتاهی نکنید.
این نوشته به شما کمک می کند تا بفهمید چه چیزی در استراتژی بازاریابی شما تعریف شده و چگونه می تواند به عنوان مبنایی برای اقدام های موثر آینده استفاده شود.

عناصر کلیدی یک استراتژی بازاریابی موفق

  • درک نقاط قوت و ضعف خود
  • توسعه استراتژی بازاریابی خود
  • نکات و مشکلات

عناصر اصلی یک استراتژی بازاریابی موفق

یکی از عناصر کلیدی یک استراتژی بازاریابی موفقیت آمیز این است که مشتریان فعلی و بالقوه خود را با توجه به نیازهای آنها به گروه ها یا بخش های خاصی تقسیم کند. شناسایی این گروه ها و نیازهای آنها از طریق تحقیقات در بازار باید جزئی از استراتژی شما محسوب شود.

در گام بعدی می توانید یک استراتژی بازاریابی ایجاد کنید که دارای نقاط قوت زیادی باشد. به عنوان مثال، اگر یک گروه خاص از مشتریان برای اولین بار به دنبال کیفیت باشند، باید فعالیت هایی در راستای جذب آنها انجام دهید. شما باید محصولاتی را که دارای کیفیت بالا هستند به آنها ارائه کنید تا بتوانید آنها را راضی نگه دارید.

تصمیم بگیرید که بهترین فعالیت بازاریابی را که به بازار شما رونق می دهد و شما را در رسیدن به هدفتان کمک می کند، انجام دهید. فراموش نکنید که با توجه به نیازهای موجود، محصولات و خدمات خود را ارائه کنید.

این امر می تواند از طریق فرم های مختلف تبلیغات، نمایشگاه ها، روابط عمومی، فعالیت های اینترنتی و ایجاد یک راهبرد موثر برای رسیدن به «نقطه فروش» انجام شود. فعالیت های خود را به آن دسته از روش هایی که فکر می کنید بهترین بازده و کارآیی را برایتان ایجاد می کند و فروش شما را افزایش می دهد محدود کنید و از هزینه کردن های بی رویه دوری کنید.

یکی دیگر از عناصر کلیدی که اغلب نادیده گرفته می شود، نظارت و ارزیابی بر استراتژی است. این عنصر کنترل نه تنها به شما کمک می کند تا ببینید که استراتژی شما چگونه و به چه صورتی کار می کند، بلکه می تواند به استراتژی بازاریابی آینده شما کمک کند. یک روش ساده این است که از هر مشتری جدید بپرسید که آنها چگونه و از چه روشی با کسب وکار شما آشنا شدند.

هنگامی که شما تصمیم به عملی کردن استراتژی خود گرفتید باید یک برنامه ریزی و طرح برای ارزیابی و چک کردن راهبرد و استراتژی خود نیز ایجاد کنید. این برنامه باید به طور مداوم بررسی شود تا بتواند با سرعت به تغییر نیازهای مشتری و نگرش های شما در صنعت و در شرایط اقتصادی گسترده تر پاسخ دهد.

نقاط قدرت و نقاط ضعف خود را بشناسید

استراتژی شما باید بر نقاط ضعف و قوت کسب و کار شما در بازاریابی نیز تأثیر بگذارد. سند استراتژی بازاریابی خود را با تجزیه و تحلیل SWOT  و به صورت صادقانه و دقیق، با توجه به نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدات خود، شروع کنید. ایده خوبی است که برخی از تحقیقات بازاری را در مورد مشتریان موجود خود انجام دهید، زیرا این امر به شما کمک می کند که یک چهره صادقانه تر و محبوب تر از شرکت خود در بازار ایجاد کنید.

نقاط قوت عبارتند از:

  • خدمات مشتری شخصی و انعطاف پذیر
  • ویژگی های خاص یا مزایای که محصول شما ارائه می دهد
  • دانش یا مهارت تخصصی

نقاط ضعف می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • منابع مالی محدود
  • فقدان شهرت
  • سیستم های حسابداری ناکارآمد

فرصت ها عبارتند از:

  • افزایش تقاضا از یک بخش خاص بازار
  • استفاده از اینترنت برای رسیدن به بازارهای جدید
  • فن آوری های جدید که به شما امکان افزایش کیفیت محصول را می دهد

تهدیدها عبارتند از:

  • ظهور یک رقیب جدید
  • نسخه های پیچیده تر، جذاب و ارزان تر از محصول یا خدمات شما
  • قانون جدید افزایش هزینه های شما
  • رکود اقتصادی، کاهش تقاضای کلی

پس از انجام تجزیه و تحلیل، می توانید اثرات بالقوه هر یک از عناصر ممکن در استراتژی بازاریابی خود را اندازه گیری کنید.
به عنوان مثال، اگر قوانین جدید هزینه رقابت را در یک بازار که قبلا ضعیف بوده است افزایش دهد، ممکن است بخواهید فرصت های دیگری را امتحان کنید. از سوی دیگر، اگر شهرت خوبی داشته باشید و رقیب اصلی شما در حال رقابت با شما باشد، قوانین ممکن است فرصتی را برای جذب مشتریان جدید ارائه دهد.

توسعه استراتژی بازاریابی شما

با درک نقاط قوت و ضعف درونی کسب و کار خود، فرصت ها و تهدیدهای خارجی، می توانید یک استراتژی که به نقاط قوت شما کمک کند و فرصت های جدیدی برای شما ایجاد کند، ایجاد کنید. شما همچنین می توانید ضعف های خود را شناسایی کرده و سعی کنید آنها را به حداقل برسانید. گام بعدی این است که یک طرح بازاریابی دقیق تهیه کنید که اقدامات خاصی برای تعیین استراتژی در عمل ارائه می دهد.

سوالاتی که در هنگام استراتژی شما مطرح می شود:

چه تغییراتی در محیط کسب و کار ما اتفاق می افتد؟ آیا این ها فرصت محسوب می شوندیا تهدید؟

نقاط قوت و ضعف ما چیست؟

من چه کاری می خواهم بکنم؟

مشتریان چه می خواهند؟ نیازهای آنها چیست؟

کدام مشتریان سودآور هستند؟

چگونه مشتری های بالقوه را درست مورد هدف قرار بدهیم؟ آیا گروه هایی وجود دارند که بتوانند به طور موثر هدف قرار گیرند؟
بهترین روش ارتباط با آنها چیست؟

چگونه من می توانم ارائه خدمات به مشتریان را بهبود ببخشم؟ (این می تواند یک روش کم هزینه برای به دست آوردن مزیت رقابتی نسبت به رقبا، نگه داشتن مشتریان، افزایش فروش و ایجاد شهرت باشد).

آیا تغییر محصولات یا خدمات من می تواند فروش و سودآوری را افزایش دهد؟ (اکثر محصولات باید به طور مداوم برای حفظ رقابت به روز شوند).

آیا می توانم لیست محصولات یا خدمات خود را گسترش دهم تا نیازهای مشتریان فعلی را به طور موثرتری برآورده کنم؟ (به یاد داشته باشید که فروش به مشتریان موجود، به طور کلی ساده تر و به صرفه تر از تلاش مستمر برای یافتن مشتریان جدید است).

چگونه می توانم محصول یا خدمات خود را قیمت گذاری کنم؟ (با وجودی که قیمت ها باید رقابتی باشند، اکثر کسب و کارها معتقدند که تلاش برای رقابت تنها با قیمت گداری، یک استراتژی ضعیف است).

چه چیزهایی برای مشتریان من مهم هستند؟ کیفیت؟ قابلیت اطمینان؟ بهره وری؟ ارزش پول؟

بهترین راه توزیع و فروش محصولات من چیست؟

چگونه می توانم محصولات خود را به بهترین شکل ترویج دهم؟ (گزینه ها ممکن است شامل تبلیغات، بازاریابی مستقیم، نمایشگاه در نمایشگاه های تجاری، PR یا بازاریابی در وب باشد).

چگونه می توانم بگویم که آیا بازاریابی من موثر بوده است یا خیر؟ (چگونگی پیدا کردن مشتریان برای  کسب و کارتان را بررسی کنید. یک اجرا در مقیاس کوچک می تواند راه خوبی برای آزمایش یک استراتژی بازاریابی باشد بدون اینکه هزینه های زیاد وبیش از حدی را صرف کنید).

راهنمایی ها و کمک ها

پیش از نگاه به بازارهای جدید، فکر کنید چگونه می توانید بیشتر از مشتری های موجود خود استفاده کنید – این کار معمولا ارزان تر و سریعتر از پیدا کردن مشتریان جدید است. – در نظر بگیرید که چگونه می توانید به مشتریان موجود خود کالاهای بیشتری بفروشید و یا به دنبال راه هایی برای بهبود حفظ مشتری های کلیدی باشید.

تمرکز بر روی بازار

سند استراتژی بازاریابی شما بایدشامل موارد زیر باشد:

  • تجزیه و تحلیل نیازهای گروه های مختلف مشتریان.
  • تمرکز بر یک توازن بازار که در آن شما بهترین باشید.
  • تمرکز بر روی ۲۰ درصد از مشتریان که ۸۰ درصد از سود کسب و کار شما را تامینمی کنند.

پیگیری را فراموش نکنید

یک شخص ثالث را برای بازخورد در مورد استراتژی خود در نظر بگیرید – آنها ممکن است بتوانند هر شکاف یا ضعفی را که نمی توانید مشاهده کنید به شما گوشزد کند.
استراتژی بازاریابی خود را با یک طرح بازاریابی که اهداف، اقدامات، تاریخ، هزینه ها، منابع و برنامه های فروش موثر را تعیین می کند، در نظر بگیرید.
اندازه گیری اثر بخشی از آنچه که شما انجام می دهید. آماده باش برای تغییر چیزهایی که برایتان مفید نیستند.

مشکلاتی که باید از آنها جلوگیری شود:

  • تهیه پیش فرض درباره آنچه که مشتریان می خواهند.
  • نادیده گرفتن رقابت.
  • تلاش برای رقابت در قیمت گذاری به تنهایی.
  • تکیه بر تعداد کمی از مشتریان.
  • تلاش برای رشد سریع
  • راضی بودن از آنچه که شما ارائه می دهید و ناتوانی در ایجاد نوآوری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *